|
شهچراغ اندیشه و قلم
|
||
|
سیری زندگی سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی شهید سید حسن شاهچراغی |
اشاره: مقاله زير كه به قلم شيواي دانشمند فرزانه جناب آقاي دكتر حسن سبحاني به رشته تحرير درآمده و در سایت تاریخانه دامغان منتشر شده را با هم مرور مي كنيم.
روز اول اسفند هر سال، يادآور پرپر شدن گل وجود مادي و ببار نشستن خاطره معنوي انسان نازنيني است كه با شهادت خويش در مجموعه كساني قرار گرفت كه جزء نعمت داده شدگان الهي قرار دارند. كسي كه در عين غروب خورشيد مادي وجودش، همواره زنده و در پيشگاه پروردگار و رب خودش ارتزاق مي كند. ياد و خاطره شهيد عالم و روحاني عامل و سياستمدار عاقل "سيد حسن شاهچراغي" همواره طريقي براي جستجو در ايده ها و ذهنيت هايش و مسيري براي كاويدن دغدغه ها و آرمان هايش بوده است و اين بمعناي آن است كه شهيد زنده است و موت درخصوص او موضوعيت ندارد. زنده است و ما را از مرگ در عوام زدگي به حيات در آگاهي مي خواند.
روز پنجشنبه چهاردهم مهرماه سال 1362 هجري شمسي در پانصد و چهارمين جلسه مجلس شوراي اسلامي، نماينده شهيد مردم دامغان در نطق پيش از دستور خويش از "عوام زدگي در حاكميت و مديريت كشور" مي گويد و بر آن است كه عوام زدگي بمثابه مرض و يا ميكروبي بجان جامعه ما افتاده است. او اضافه مي كند كه آنچه در وادي نضج و نمو ميكروب عوام گرائي، مورد حمله قرار مي گيرد و حيات و هستي اش تهديد مي شود و بعبارتي "ريشه سوز" مي گردد همانا "ريشه هاي علم و ترقي و شعور و تدبير" است يعني همان پديده خطرناكي كه تاريخ ايران مملو از صحنه هاي سوء استفاده از آن مي باشد و غفلت و جهل و عدم آگاهي ناشي از آن موجبات عقب ماندگي جامعه ما را فراهم ساخته و ما را دچار بليه منفعل بودن، در تبادل شرق و غرب نموده و به عبارتي غرب زده و شرق زده كرده است. دو مشكل عمده اي كه پاي ملت ما را از رفتن، و اراده آن ها را از ساختن و اميدواري آن ها را از اوج گرفتن، بخاك سياه بي سوادي و يا كم دركي از امور كشانده و همچنان در جاهايي كه فرصت و رخصت و موقعيت مي يابد جولان مي دهد و به پيش مي تازد. "شاهچراغي" نگران است كه همانطوريكه ريشه هاي غرب زدگي و شرق زدگي مورد شناسايي دقيق قرار نگرفته و در واقع اين امر خطير مورد بي توجهي واقع شده است فهم ريشه هاي عوام زدگي نيز مورد غفلت واقع شود و جامعه ما همچنان در جهنم جهل عوام و فرصت طلبي قدرتمندان و سكوت عافيت طلبان بماند و هر روز شاهد به مسلخ كشاندن فضيلت و تقوي از ناحيه عناصر ظاهر الصلاح و مشكوكي باشد كه بخاطر مجهز كردن خودشان به ابزارهايي ويژه و موثر، بار خود را مي بندند و زنجيره تحميق توده را مستحكم مي كنند و رهايي انسان مستضعف عوام نگهداشته شده را مشكل تر مي سازند.
او با تيزبيني خاص خود حساسيت و خطرناكي پديده عوام زدگي را از آن جهت فرياد مي كند كه مي بيند اين بيماري تحت عناوين مقدس "تدين، مكتب و با تكيه بر سنت هاي مفيد و صحيح روضه خواني و سينه زني و عزاداري" به پيش مي تازد و گسترش مي يابد و "عناصر كم سواد و بي مايه اما متملق و رياكار با اندوخته هاي علمي كم" از پيشتازان تربيت نسلي شده اند كه بايد آينده جامعه ما را بسازد.
امروز كه پس از بيست و پنج سال غروب جسماني آن عزيز، به آن نطق آخرين در مجلس اول شوراي اسلامي و به واقعيات جامعه سياسي خودمان مي انديشيم عمق درك متجلي در وجود ذي قيمت و افكار بلندش را، با قامتي افراشته در مقابل خويش مي بينيم و در نهايت احترام براي آن زنده جاويد، ترويج ايده هايش و براي اين جامعه همچنان گرفتار اما در حال رشد، تفهيم آرمان هايش را مطالبه مي كنيم.
|
|